سناریو درخواستی وقتی مافیان عاشقت میشن و میدزدنت ولی چون تو ۱۵ سالته ازشون میترسی و دربرابرشون مقاومت میکنی
یونگی
یونگی: نمیخوام بخورمت که…بیا اینجا ببینم
ا.ت:نه نمیام (بغض)
جین:
جین:چهره به این هندسامی رو در اختیارت گذاشتم بعد دروری هم میکنی؟!
ا.ت:اصن تو که انقد خوشگلی برو یه دختر دیگه واسه خودت پیدا کن بزار من برم
جین:نچ نمیشه…
تهیونگ:
(دستتو پاتو میبنده تا نتونی مقاومت کنی)
جیمین:
جیمین:ببین اگه یه بار دیگه فرار کنی کارای بد بد باهات میکنم…گرفتی؟!
ا.ت:چه کارایی؟؟
جیمین:تو هنوز بچهای نمیدونی
کوک
کوک:چرا نمیفهمی من دوست دارم ها؟! چرا از دستم فرار میکنی؟!(داد)
نامجون
(از دنیای دخترونگی محوش کرد)
جیهوپ
جیهوپ: سانشاینم من دوست دارم بهت اسیب نمیزنم (با لطفافت)
ا.ت:پس بزار برم(گریالود)
جیهوپ:تو آدم بشو نیستی نه؟! اصن حالا که اینطوری شد حق نداری دیگه از اتاق بیای بیرون!
یونگی: نمیخوام بخورمت که…بیا اینجا ببینم
ا.ت:نه نمیام (بغض)
جین:
جین:چهره به این هندسامی رو در اختیارت گذاشتم بعد دروری هم میکنی؟!
ا.ت:اصن تو که انقد خوشگلی برو یه دختر دیگه واسه خودت پیدا کن بزار من برم
جین:نچ نمیشه…
تهیونگ:
(دستتو پاتو میبنده تا نتونی مقاومت کنی)
جیمین:
جیمین:ببین اگه یه بار دیگه فرار کنی کارای بد بد باهات میکنم…گرفتی؟!
ا.ت:چه کارایی؟؟
جیمین:تو هنوز بچهای نمیدونی
کوک
کوک:چرا نمیفهمی من دوست دارم ها؟! چرا از دستم فرار میکنی؟!(داد)
نامجون
(از دنیای دخترونگی محوش کرد)
جیهوپ
جیهوپ: سانشاینم من دوست دارم بهت اسیب نمیزنم (با لطفافت)
ا.ت:پس بزار برم(گریالود)
جیهوپ:تو آدم بشو نیستی نه؟! اصن حالا که اینطوری شد حق نداری دیگه از اتاق بیای بیرون!
- ۲۹.۰k
- ۱۳ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط